X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1385
چرا زندگی؟

با عرض سلام

چند روز پیش یکی از دوستان وبلاگی ما سوالی را مطرح کرده بودند با این مضمون که:

1)چرا خدا انسان را آفریده تا انسان توی این دنیا یا زجر بکشه یا در رفاه باشه و در نهایت خدا رو بپرسته؟؟؟
2)چرا با تمام این بی عدالتی هایی که میبینیم(یکی محتاج نون شبشه اما یکی اونقدر پول داره که نمی دونه باهاش چی کار کنه و ....) بازم میگن خدا عادل است؟؟؟امیدوارم بحث اون دنیا نیاد وسط چون من حرفم سر این دنیاست)

 (زهرا از وبلاگ شیطون بلا)

 

از آنجا که این مسئله برای من تا حدود زیادی حل شده بود منم عین همون جوابی که دریافت کرده بودم رو در اختیار شما و آن دوست عزیز قرار میدهم امیدوارم که قانع کننده باشه. 

البته متنش یه خورده سنگینه ولی من حیفم اومد تغییرش بدم.

 

ای عزیز! همانا که در خاطرت گذر کند که چندین بلا که در جهان است اگر او قادر است که بر گیرد، ارحم الراحمین کجا بُوَد؟

این اشکال از آن می افتد تو را که کارهای الهی را به ترازوی عقل مخصوص خود میسنجی.

این بدان قدر است که عالمی بزرگ تصنیفی میکند در علمی و فرزندی دارد یکساله، بر او اعتراض می کند که:

« تورا این به چه کار می آید که بدان مشغولی؟ چرا بعضی سیاه میکنی و حواشی اوراق سفید می گذاری؟ اگر صلاح در سپیدی کاغذ است، پس همه را سپید بگذار! و اگر کمال کاغذ در سیاهی است، پس همه را سیاه کن که تو قادری که همه را سیاه کنی.»

و تو دانی که پدر از جواب این کودک عاجز بود، نه از عجز خود، یا از آنکه اعتراض او را جواب ندارد، بلکه از قصور(عجز و درماندگی) آن کودک که از عالم پدرش هیچ خبری نیست. اگر نه، این سوال را اینهمه قدر و خطر(ارزش، اهمیت) نیست که پدر از جواب آن عاجز آید.

اکنون بدان که ملائکه و انبیا و اولیا و علما همه نسبت وا(با، به) کمال علم و قدرت ازلی قاصرترند به بسیاری از این کودک به نسبت وا پدر خویش. و اهل غفلت، که عموم خلق اند، نسبت وا انبیا و علما قاصرتر از آن کودک اند وا نسبت به پدر خویش.

اگر عالمی جواب ابلهی ندارد در حقیقت جریان قضا و قدر و کیفیت ترتیب احکام ازلی، یکی بر یکی، تو تعجب مدار.

(عین القضاة همدانی)

پرسش

در دایره ای کامدن و رفتن ماست                آن را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی درین معنی راست          کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست؟

(خیام)

پاسخ

پشّه کی داند که این باغ از کی است        در بهاران زاد و مرگش در دی است

کرم کاندر چوب زاید سست حال              کی بداند چوب را وقت نهال؟

(مثنوی معنوی)