X
تبلیغات
رایتل
شنبه 24 تیر‌ماه سال 1385
یادی از حافظ

با عرض سلام و درود فراوان خدمت دوستان عزیز وتشکر از لطف شما

شرمنده ...!!!

تواین مدت درگیر درس و کنکور و... بودم و نتونستم آپ کنم.

دیروز (جمعه ) تموم شد . کدوم کنکور؟؟

کار دانی به کارشناسی رو میگم. رشته معماری .

چی چطور بود ؟؟ کنکور؟؟!

خوب بود بد نبود  فقط یه خورده وقت کم آوردم .( بلد بودما ... حیف شد !!)

خیلی ممنون حالا خدا چی بخواد!!

 

نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس

 

گفتم : سلام حافظ گفتا علیک جانم

گفتم کجا روی تو گفتا خودم ندانم

 

گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی

گفتم : چگونه ای ؟ گفت در بند بی خیالی

 

گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری؟

گفتا که می سرایم شعر سپید باری

 

گفتم زدولت عشق،گفتا که کودتا شد

گفتم رقیب گفتا ، او نیز کله پا شد

 

گفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟

گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

 

گفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده ، دیروز یا پریروز

 

گفتم بگو ز مویش،گفتا که مِش نموده

گفتم بگو ز یارش ، گفتا ولش نموده

 

گفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنون

گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون

 

گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش

گفتا : خرید قسطی تلوزیون به جایش

 

گفتم: بگو ز ساقی حالا شده چه کاره؟

گفتا : شدست منشی در دفتر اداره


گفتم بگو ز زاهد آن رهنمای منزل

گفتا که دست خود را بر دار از سر دل

 

گفتم ز ساربان گو با کاروان غم ها

گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

 

گفتم بگو ز محمل یا از کجاوه یا دی

گفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی

 

گفتم که قاصدک کوآن باد صبح شرقی

گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی

 

گفتم بیا ز هد هد جوییم راه چاره

گفتابه جای هد هد،دیش است وماهواره

 

گفتم سلام ما را باد صبا کجا برد ؟

گفتا به پست داده آورد یا نیاورد‌؟

 

گفتم بگو ز مشکِ آهوی دشت زنگی

گفتا که ادکلن شد در شیشه های رنگی

 

گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی

گفت آنچه بود از دم ، گشته چلوکبابی

 

گفتم : بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان

گفتا نمی هراسی از چوب پاسبانان

 

گفتم بلند بوده موی تو آن زمان ها

گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها

 

گفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتی؟

گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی !!!

 

 (hra3.blogfa.com)